مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

564

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

اما آداب و اخلاق ايشان : حساب و نجوم و طب و لهو و خنياگرى و رقص و سبكى و دليرى و شعبده و نيرنجات و دانش جنگ در ميان ايشان رواج دارد . مدعى صفاى انديشه و نفوذپذيرى وهم و چشمبندى و آشكار كردن خيالها و آوردن باران و برف و سرما و نگاه داشتن و بردن آنها از جايى به جايى هستند . مدعىاند كه تندرستى را نگاهدارى مىكنند و از پير شدن جلوگيرى مىكنند و نيروى ذهنى بسيارى دارند و مدعىاند كه مردگان نزد ايشان مىآيند . اما شرايع ايشان مختلف است ، چرا كه سرزمينهاى ايشان فراخ و گسترده است و اقطارشان متفاوت است و اختلاف دين موجب اختلاف شرايع است . آنچه به ما رسيده اين است كه ميزان تشخيص ايمان ايشان به آهنى است كه آن را مىگدازند تا به درجهء نهايى گداختگى و سرخى برسد و شخص منكر را بر آن مىدارند تا زبان خويش را بر آن بمالد . معتقدند كه اگر دروغگوى باشد زبانش خواهد سوخت و اگر راستگوى و بر حق باشد زيانى به وى نخواهد رسيد . فرقه‌اى از ايشان روغن ( زيت ) را در ديگى آهنين مىجوشانند و آهنى را در آن مىافكنند ، آنگاه شخص منكر را وادار مىكنند كه با دستش آهن را از آن ميان بردارد . معتقدند كه اگر وى دروغگوى باشد دستش خواهد سوخت و اگر راستگوى باشد زيانى نخواهد ديد . اگر بر دزد و راهزن و كسى كه فرزندان ايشان را اسير كند دست يابند ايشان را به آتش مىسوزند . بعضى به دار مىكشند . طرز به دار آويختن اين است كه سر چوب را تيز مىكنند و در مقعد او فرو مىبرند . ايشان مسلمانان را نجس مىشمارند و از لمس كردن مسلمين و چيزى كه مسلمين آن را لمس كرده باشند پرهيز مىكنند . گوشت گاو را حرام مىدانند و احترام گاو در نظر ايشان همانند احترام مادرانشان است . كسى كه گاوى را بكشد كيفر او كشتن است و هيچ قابل بخشايش نيست . زنا را براى عزبها حلال مىدانند تا باعث قطع نسل نشود و زناى محصنه را عقوبت مىكنند . اگر يكى از ايشان را مسلمين اسير كنند و از دين ايشان برگردد او را نمىكشند تا اينكه او را تزكيه كنند و تطهير او بدين گونه است كه تمام مويهاى سر و بدنش را مىتراشند سپس بول گاو و سرگين وى و روغن و شير آن را گرد مىآورند و به او مىنوشانند سپس او را نزد گاو مىبرند تا بر او سجده كند . ايشان با نزديكان ازدواج نمىكنند ، به طور مسلم . كيفر غلامبارگى در نزد ايشان كشتن است . براهمه نوشيدن شراب را حرام مىدانند ، همچنين ذبيحهء اهل ملتشان را . هر قومى از ايشان ملت و شريعتى خاص دارد كه بر اساس آن رفتار و زندگى مىكنند .